پنجشنبه 1390/05/27
تو در نبود کلمات
و کلمات در نبود تو
به زندگی ربط می دهندم .
نوشته شده توسط علی رضا دالک | لینک
|
پنجشنبه 1390/05/27
پا به پای آمدنت شدند
شکوفه های سیب همنشین خواب هایم
و پرندگان اردیبهشت می خوانند تو را
با نام کوچکت .
حالا نوبر دستهای تو رسیده ام و
چشمهایم
چشمهایم آرام آرام به نور خو می گیرند .
نوشته شده توسط علی رضا دالک | لینک
|
سه شنبه 1390/02/13
وقتی که مه غلیظ بود و ماه می تابید
ما هم غلیظ بودیم و می خواندیم و تاب می خوردیم
درهم ،
بر هم ،
عریان .
نوشته شده توسط علی رضا دالک | لینک
|
سه شنبه 1390/02/13
هر روز به دنیا می آیی
با دسته گلی
که به خانه می آیم .
نوشته شده توسط علی رضا دالک | لینک
|
چهارشنبه 1389/08/19
بادبانها رو بکشیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد !
جهاز نو بر ابر ها قدم گذاشته ،
دستهای مهربان و لطیف توست
دستهای لطیف و مهربانی
از صدای شادباش ایل
لی لی لی لی لی لی لیلیلیلیلیلیلی لی لی ....
با دستهایم در رقصند
به ساز ستاره ها ،
ترانه ی مروارید ،
غرور ناخدا .
نوشته شده توسط علی رضا دالک | لینک
|
