تبليغاتX
ماهی

 

تو در نبود کلمات

و کلمات در نبود تو

به زندگی ربط می دهندم .

نوشته شده توسط علی رضا دالک    | لینک  | 

 پا به پای آمدنت شدند

شکوفه های سیب همنشین خواب هایم

و پرندگان اردیبهشت می خوانند تو را

با نام کوچکت .

حالا نوبر دستهای تو رسیده ام و

چشمهایم

چشمهایم آرام  آرام  به نور خو می گیرند  .

نوشته شده توسط علی رضا دالک    | لینک  | 

 

وقتی که مه غلیظ بود و ماه می تابید

ما هم غلیظ بودیم و می خواندیم و تاب می خوردیم

درهم ،

بر هم ،

عریان .

نوشته شده توسط علی رضا دالک    | لینک  | 

 

هر روز به دنیا می آیی

با دسته گلی

که به خانه می آیم .

نوشته شده توسط علی رضا دالک    | لینک  | 

 

بادبانها رو بکشیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد !

جهاز نو بر ابر ها قدم گذاشته ،

دستهای مهربان و لطیف توست

دستهای لطیف و مهربانی

از صدای شادباش ایل

لی لی لی لی لی لی لیلیلیلیلیلیلی لی لی ....

با دستهایم در رقصند

به ساز ستاره ها ،

ترانه ی مروارید ،

غرور ناخدا .

نوشته شده توسط علی رضا دالک    | لینک  |