چهارشنبه 1387/03/01
"به تهمینه که لیلی"
سلام،
من یک عاشق مجنون شد هستم
کسی نهادم ندیده؟
- لیلی...! لیلی...!
- لیلی رفت عشق بازی مجنون ببیند.
- لیلی...! لیلی...!
لیلی رفته بود و من
گزاره ی مجنون بودم
دادگاه به صورت غیابی صرف شد
رفتم رفتی رفت ممنوع
عشقم عشقی عشق ممنوع
بازم بازی باز ممنوع
من به دارالمجانین تبعید
و لیلی عاشق مجنون شد باز
- آقای دکتر! لیلی رفت عشق بازی مجنون ببیند.
من بی نهادم...
آقای دکتر! باور کنید...
نوشته شده توسط علی رضا دالک | لینک
|
